
هوا ابری... حال و هوای دل ابری... ماه من! امشب ماه به مهمانی تو می آید و ستاره هایش را روی پیراهن سپیدت می اندازد می آید و تو را می برد به سوی نور به سوی عشق و چه عاشقانه شبی است امشب شبی که عاشقان می گریند و عارفان غبطه می خورند برای تو و به تو... «سفرت به خیر ...
ادامه مطلب
باد می وزدو برگ های زرد تنهایی ام را به اینسو و آنسو میکشاند تو را می شنوم که دور میشویxa0 هی دور و دورتر و میان هیاهوی شهر گم میشوی دیگر نمیشنومت من گم کرده امت قلبم را هراس و دلهره پر می کند و ذهنم از نبودنت لبریز می شود... پ.ن. عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست......
ادامه مطلب
دیگر نمی توان صدای جیرجیرک ها را شنید!شهر در انبوهی از شلوغی ها گم شده است! دل ها پر است و سنگین... و چشم ها تنگ ... و دست ها مشت هایی گره خورده... یک نفر اما در دور دست نشسته است در آخر دنیا... و نغمه ی عشق می سراید به صدای مرغان عشق گوش می سپارد و هم صدا با آنان آواز عشق سر می دهد! کاش ... افسوس ......
ادامه مطلب